نویسنده : کاملیا
عنوان : عیدت مبارک مهربونم...
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
تنها واسه خود خودت...
دو تا عید اومد، یکیش گذشت، اما سخت. پارسالم هفت سین چیدم. کنار آینه، پیش قرآن قاب عکست رو گذاشتم و قسم خوردم تو دلم و قول دادم که نکنه یه وقت دیوونه شی و گریه کنی. آره گریه واسه تو خوب نیست، نه واسه تو و نه...برای تو! اما نفهمیدم چرا موقع تحویل سال یهویی بغضم ترکید. اولین سال...جای خالی تو...فقط با عکس قشنگت!!! تنهایی! نبودی و ما موندیم و تو رفتی و ما همچنان...هستیم! اما امسال رو قول نمیدم که گریه نکنم، چون فهمیدم دست خودم نیست، خب دیگه نامردیه جای خالیتو یه قاب عکس پر کنه. اما یه قول،...قول میدم هفت سین امسال رو برات قشنگتر بچینم که وقتی واسه عید دیدنی میای پیشمون بیشترتر خوشت بیاد...این قبوله؟!
دوست دارم...
دوست دارم و تا دنیای من دنیاست همه روز و شب عاشقتم! به همین سادگی و قشنگی که دارم برات مینویسم و میدونم که اولین ویزیتور وبلاگم هم خودتی...پس مهربونم، عیدت مبارک!
۲۹/اسفند/۱۳۸۵
کاملیا
یه روز برفی
یه روز سرد...
یه روز خیلی سرد. بازم جای خالی تو... بازم دلتنگیای من. بازم خوابای وحشتناک و مضطرب هر روز و شبم. بازم تنها شدن و تنها موندن من بی تو و فقط با یاد قشنگت نقس کشیدنا و یه انتظار واسه رسیدن به آخر...آخر هر جایی که تو هستی. فقط میخوام باشی... دلم میگیره از نداشته هام. میدونم و خوب میدونی بی تو منم نباید باشم چون تو برام معنی میکردی هر چیزی رو که داشتم! خیلی حرف بزرگیه می دونم ولی ... ازش خسته شدم بخاطر همه بودناش. چون تنهام نمی ذاره چون دیگه نذاشته خودم باشم. میخواد تو رو ، یاد تو رو، خاطره هامو ازم بگیره و منو بذاره با خودش تنها... من نمی ذارم! من نمی ذارم!
...