دلم واسه آخرین لحظه ی نگاهت خیلی تنگ شده،...
همون نگاهی که یه روزایی آرزو میکردم برسه به عمق نگاه خودم و بخوونه،...بخوونه همه ی اون چیزایی رو که همیشه تو دلم واست داد میزدم و تو هیچ وقت نشنیدی...
اون لحظه خیلی مقدس بود...
به قداست و پاکی همه ی اون اشکایی که ندیدیشون ولی دونه دونه و قطره قطره ش واسه تو بودو واسه نبودنت،واسه داشتنت و واسه نداشتنت...
اون لحظه خیلی ناب بود...
به خلوص همه ی خلوتا و دعاها و التماسای شب و روزم،به پاکی تک تک همه ی ثانیه ها و ساعتهایی که بودنت رو ازش تمنا می کردم...به همون پاکی قسما و خواهشای مدام و تکرار هر لحظه و مداوم اسم تو...
می دونی اون نگاهت و سرود عمق چشمات قشنگترین و ناب ترین و مقدس ترین لحظه ی زندگی من بود؟تو که نمی خوای همه ی اون قشنگیا رو از من بگیری،می خوای؟
ولی می دونی چیه،...؟؟؟دلم واسه آخرین لحظه ی نگاهت خیلی تنگ شده،...خیلی!!!
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
